15:0.1 (164.1)تا جایی که به پدر جهانی — به عنوان یک پدر — مربوط میشود، جهانها عملاً وجود ندارند؛ او با شخصیتها سر و کار دارد؛ او پدر شخصیتها است. تا جایی که به پسر جاودان و روح بیکران — به عنوان همکاران آفریننده — مربوط میشود، جهانها به مناطق محلی و جداگانه تقسیم شدهاند و تحت فرمانروایی مشترک پسران آفریننده و ارواح آفرینشگر قرار دارند. تا جایی که به تثلیث بهشت مربوط میشود، خارج از هاونا فقط هفت جهان مسکونی وجود دارد، هفت ابرجهان، که بر دایرۀ اولین سطح فضایی پسهاونا حاکمیت دارند. هفت روح استاد نفوذ خود را از جزیرۀ مرکزی به سوی بیرون میتابانند، و بدین ترتیب آفرینش پهناور را به صورت چرخی عظیم درمیآورند که کانون آن جزیرۀ جاودان بهشت، هفت پرۀ آن تابشهای هفت روح استاد، و طوقۀ آن نواحی بیرونی جهان بزرگ است.
15:0.2 (164.2)در آغاز مادیت یافتنِ آفرینش جهانی، طرح هفتگانۀ سازمان و حکومت ابرجهان تدوین شد. اولین آفرینشِ پسهاونا به هفت بخش شگفتانگیز تقسیم شد، و کرات مقر مرکزی این حکومتهای ابرجهان طراحی و ساخته شدند. طرح کنونی مدیریت از نزدیک به ابدیت وجود داشته است، و فرمانروایان این هفت ابرجهان به درستی قدمای ایامها نامیده میشوند.
15:0.3 (164.3)از مجموعۀ عظیم دانش مربوط به ابرجهانها، میتوانم امیدوار باشم که مقدار اندکی را برای شما بازگو کنم، اما یک تکنیک کنترل هوشمند برای نیروهای فیزیکی و روحی، هر دو، وجود دارد که در سراسر این قلمروها عمل میکند، و وجودهای جهانی جاذبه با توانمندی با عظمت و هماهنگی کامل در آنجا عمل میکنند. مهم است که در ابتدا یک ایدۀ مکفی از ساختار فیزیکی و سازمان مادی قلمروهای ابرجهان به دست آورید، زیرا آنگاه بهتر آماده خواهید بود که اهمیت سازمان اعجابآوری را که برای دولت روحی آنها و برای پیشرفت عقلانی مخلوقات صاحب ارادۀ ساکن هزاران سیارۀ مسکونی پراکنده در این سو و آن سوی این هفت ابرجهان فراهم شده است درک کنید.
1- سطح فضاییِ ابرجهان
15:1.1 (164.4)در حیطۀ دامنۀ محدودِ سوابق، مشاهدات، و خاطرات نسلهای یک میلیون یا یک میلیارد از سالهای کوتاه شما، از نظر تمامی مقاصد و منظورهای عملی، یورنشیا و جهانی که به آن تعلق دارد در حال تجربه نمودن ماجرای یک فرو رَوی طولانی و ناشناخته به داخل فضایی جدید هستند؛ اما مطابق اسناد یووِرسا، بر طبق مشاهدات قدیمیتر، در هماهنگی با تجربیات و محاسبات گستردهتر رستۀ ما، و در نتیجة نتیجهگیریهایی که مبتنی بر این یافتهها و یافتههای دیگر میباشند، ما میدانیم که جهانها درگیر یک حرکت جمعی منظم، به خوبی تفهیم شده، و کاملاً کنترل شده هستند، و با عظمتی باشکوه به دور اولین منبع و مرکز بزرگ و جهان مسکونی او در گردشند.
15:1.2 (165.1)ما مدتهاست کشف کردهایم که هفت ابرجهان یک مسیر بیضی شکل بزرگ، یک دایرۀ غولآسا و کشیده، را میپیمایند. منظومۀ شمسی شما و سایر کرات زمان بدون نقشه و قطبنما کورکورانه به داخل فضای ناشناخته شیرجه نمیروند. جهان محلی که منظومۀ شما به آن تعلق دارد، در مسیری مشخص و به خوبی شناخته شده در خلاف جهت عقربۀ ساعت به دور آن گردش عظیمی که جهان مرکزی را دربرگرفته حرکت میکند. این مسیر کیهانی به خوبی نقشهبرداری شده است و برای ناظران ستارهایِ ابرجهان درست به همان اندازه به طور کامل شناخته شده است که مدارهای سیارات تشکیل دهندة منظومۀ شمسی شما برای ستارهشناسان یورنشیا شناخته شدهاند.
15:1.3 (165.2)یورنشیا در یک جهان محلی و یک ابرجهان واقع شده است که به طور کامل سازمان نیافتهاند ، و جهان محلی شما در مجاورت بلافصل آفرینشهای فیزیکی متعددی قرار دارد که بخشاً تکمیل شدهاند. شما به یکی از جهانهای نسبتاً جدید تعلق دارید. اما امروز شما به طور لگام گسیخته به داخل فضای ناشناخته فرو نمیروید، و به داخل مناطق نامعلوم نیز به طور کورکورانه نوسان نمیکنید. شما مسیر منظم و از پیش تعیین شدۀ سطح فضایی ابرجهان را دنبال میکنید. شما اکنون دقیقاً از میان همان فضایی عبور میکنید که منظومۀ سیارهای شما، یا پیشینیان آن در اعصار گذشته پیمودند؛ و روزی در آیندۀ دور منظومۀ شما، یا جانشینان آن مجدداً همان فضایی را خواهند پیمود که شما اکنون با سرعت در آن غوطهور میشوید.
15:1.4 (165.3)در این عصر و آنطور که جهت در یورنشیا مورد ملاحظه قرار میگیرد، ابرجهان شمارۀ یک تقریباً به سوی شمال، در یک جهت شرقی، تقریباً مقابل منزلگاه بهشتیِ منابع و مراکز بزرگ و جهان مرکزی هاونا، نوسان میکند. این موقعیت، همراه با قرینۀ آن در غرب، نمایانگر نزدیکترین تقرب فیزیکی کرات زمان به جزیرۀ جاودان هستند. ابرجهان شمارۀ دو در شمال قرار دارد، و برای نوسان به سوی غرب آماده میشود، در حالی که شمارۀ سه اکنون شمالیترین قطعۀ مسیر بزرگ فضایی را دارد، و از پیش به انحنایی گردش کرده است که به فرو رفتگیِ جنوبی منتهی میشود. شمارۀ چهار در مسیر نسبتاً مستقیم پرواز به سوی جنوب قرار دارد، و مناطق پیشروِ آن اکنون به نقطۀ مقابل مراکز بزرگ نزدیک میشوند. شمارۀ پنج در حالی که درست پیش از نوسان به سوی شرق به مسیر مستقیم جنوبی ادامه میدهد، موقعیت خود را در نقطۀ مقابل مرکز مرکزها تقریباً ترک کرده است؛ شمارۀ شش بخش عمدۀ منحنی جنوبی را اشغال میکند، قطعهای که ابرجهان شما تقریباً از آن عبور نموده است.
15:1.5 (165.4)جهان محلی نبادانِ شما به اُروانتان، ابرجهان هفتم، تعلق دارد، که میان ابرجهان یک و شش در گردش است، و از مدتی نه چندان زیاد پیش (آنگونه که ما زمان را محاسبه میکنیم) در مسیر انحنای جنوب شرقیِ سطح فضاییِ ابرجهان گردش کرده است. امروزه چند میلیارد سال است که از گردش منظومۀ شمسی که یورنشیا به آن تعلق دارد به دور انحنای جنوبی میگذرد، طوری که هماکنون شما در فراسوی انحنای جنوب شرقی پیش میروید و از میان مسیر طولانی و نسبتاً مستقیم شمالی به سرعت حرکت میکنید. برای اعصار طولانی، اُروانتان این مسیر تقریباً مستقیم شمالی را دنبال خواهد نمود.
15:1.6 (165.5)یورنشیا به سیستمی تعلق دارد که کاملاً در ناحیۀ مرزی بیرونی جهان محلی شما قرار دارد؛ و جهان محلی شما در حال حاضر کرانههای بیرونی اُروانتان را میپیماید. در فراسوی شما باز سایرین قرار دارند، اما شما از آن سیستمهای فیزیکی که در مسیر دایرۀ بزرگ با فاصلۀ نسبتاً نزدیک به دور منبع و مرکز بزرگ در فضا میچرخند بسیار دور هستید.
2- سازماندهی ابرجهانها
15:2.1 (165.6)فقط پدر جهانی مکان و تعداد واقعی کرات مسکونی در فضا را میداند؛ او همة آنها را با نام و شماره صدا میزند. من فقط میتوانم تعداد تقریبی سیارات مسکونی یا قابل سکونت را ارائه دهم، چرا که برخی از جهانهای محلی نسبت به سایرین کرات مناسبتری برای حیات هوشمند دارند. همچنین همة جهانهای محلیِ طرحریزی شده سازماندهی نشدهاند. از این رو تخمینهایی که من ارائه میدهم صرفاً به منظور دادن ایدهای از عظمت آفرینش مادی است.
15:2.2 (166.1)در جهان بزرگ هفت ابرجهان وجود دارد، و ساختار آنها تقریباً به شرح زیر است:
15:2.3 (166.2)1- سیستم. واحد بنیادین ابردولت شامل حدود یک هزار کرۀ مسکونی یا قابل سکونت است. خورشیدهای سوزان، کرات سرد، سیاراتی که به خورشیدهای داغ خیلی نزدیک هستند، و سایر کراتی که برای سکونت مخلوقات مناسب نیستند در این گروه گنجانده نشدهاند. این یک هزار کره که برای پشتیبانی از حیات سازگار شدهاند یک سیستم نامیده میشوند، اما در سیستمهای جوانتر فقط یک تعداد نسبتاً کمی از این کرات ممکن است مسکونی باشند. سرپرستی هر سیارۀ مسکونی بر عهدۀ یک پرنس سیارهای است، و هر سیستم محلی از یک کرۀ معماری شده به عنوان مقر مرکزی آن برخوردار است و توسط یک حکمران سیستم اداره میشود.
15:2.4 (166.3)2- کوکبه. یکصد سیستم (در حدود 100٫000 سیارۀ قابل سکونت) یک کوکبه را تشکیل میدهند. هر کوکبه از یک کرۀ مقر مرکزی معماری شده برخوردار است و سه پسر وُراندادِک، والامرتبهها، سرپرستی آن را بر عهده دارند. همچنین هر کوکبه یک وفادار ایامها، یک سفیر تثلیث بهشت، به عنوان ناظر دارد.
15:2.5 (166.4)3- جهان محلی. یکصد کوکبه (در حدود 10٫000٫000 سیارۀ قابل سکونت) یک جهان محلی را تشکیل میدهند. هر جهان محلی یک کرۀ مقر مرکزی معماری شدۀ شکوهمند دارد و توسط یک پسر آفرینندة خداوند از رستۀ میکائیل که با دیگر پسران آفریننده هممرتبه است اداره میشود. هر جهان با حضور یک اتحاد ایامها، یک نمایندۀ تثلیث بهشت، برکت یافته است.
15:2.6 (166.5)4- ناحیۀ فرعی. یکصد جهان محلی (در حدود 1٫000٫000٫000 سیارۀ قابل سکونت) یک ناحیۀ فرعی دولت ابرجهان را تشکیل میدهد؛ این ناحیه یک کرۀ مقر مرکزی شگفتانگیز دارد، که حکمرانان آن، جدیدهای ایامها، از آنجا امور ناحیۀ فرعی را اداره میکنند. در مقر مرکزی هر ناحیۀ فرعی سه جدید ایام، شخصیتهای متعالی تثلیث، حضور دارند.
15:2.7 (166.6)5- ناحیۀ اصلی. یکصد ناحیۀ فرعی (در حدود 100٫000٫000٫000 کرۀ قابل سکونت) یک ناحیۀ اصلی را تشکیل میدهند. برای هر ناحیۀ اصلی یک مقر مرکزی پرعظمت فراهم شده است و سرپرستی آن را سه کمال ایام، شخصیتهای متعالی تثلیث، بر عهده دارند.
15:2.8 (166.7)6- ابرجهان. ده ناحیۀ اصلی (در حدود 1٫000٫000٫000٫000 سیارۀ قابل سکونت) یک ابرجهان را تشکیل میدهند. برای هر ابرجهان یک کرۀ مقر مرکزی عظیم و پرجلال فراهم شده است و توسط سه قدیمالایام اداره میشود.
15:2.9 (166.8)7- جهان بزرگ. هفت ابرجهان، جهان بزرگ سازمان یافتۀ کنونی را تشکیل میدهد، که شامل تقریباً هفت تریلیون کرۀ قابل سکونت به علاوۀ کرات معماری شده و یک میلیارد کرات مسکونی هاوُنا میباشد. ابرجهانها به طور غیرمستقیم و بازتابگونه توسط هفت روح استاد از بهشت اداره و سرپرستی میشوند. یک میلیارد کرات هاوُنا مستقیماً توسط جاودانههای ایامها سرپرستی میشوند، به گونهای که یکی از این شخصیتهای متعالی تثلیث بر هر یک از این کرات کامل ریاست میکند.
15:2.10 (167.1)به استثنای کرات بهشت-هاونا، طرح سازماندهی جهان وجودِ واحدهای زیر را پیشبینی میکند:
15:2.18 (167.9)هر یک از هفت ابرجهان به طور تقریبی متشکل از اجزای زیر است:
15:2.19 (167.10)یک سیستم به طور تقریبی دربرگیرندۀ 1٫000 کره است.
15:2.20 (167.11)یک کوکبه (100 سیستم) دربرگیرندۀ ۱۰۰٫۰۰۰ کره است.
15:2.21 (167.12)یک جهان (100 کوکبه) دربرگیرندۀ 10٫000٫000 کره است.
15:2.22 (167.13)یک ناحیۀ فرعی (100 جهان) دربرگیرندۀ 1٫000٫000٫000 کره است.
15:2.23 (167.14)یک ناحیۀ اصلی (100 ناحیۀ فرعی) دربرگیرندۀ 100٫000٫000٫000 کره است.
15:2.24 (167.15)یک ابرجهان (ده ناحیۀ اصلی) دربرگیرندۀ 1٫000٫000٫000٫000 کره است.
15:2.25 (167.16)تمامی چنین تخمینهایی در بهترین حالت تقریبی هستند، زیرا سیستمهای جدید پیوسته در حال پدید آمدن هستند، در حالی که سازمانهای دیگر موقتاً از عرصۀ وجود مادی خارج میشوند.
3- ابرجهان اُروانتان
15:3.1 (167.17)عملاً تمامی قلمروهای پرستاره که در یورنشیا برای چشم غیرمسلح قابل مشاهده هستند به هفتمین بخش جهان بزرگ، یعنی ابرجهان اُروانتان، تعلق دارند. سیستم پهناور پرستارۀ راه شیری هستۀ مرکزی اُروانتان را تشکیل میدهد، و بخش عمدة آن در فراسوی مرزهای جهان محلی شما قرار دارد. این مجموعة عظیم خورشیدها، جزایر تاریک فضا، ستارگان دوتایی، خوشههای کروی، ابرهای ستارهای، سحابیهای مارپیچی و سایر سحابیها، همراه با هزاران سیارۀ جداگانه، یک گروهبندی ساعتگونة دایرهای شکلِ کشیده را تشکیل میدهند که حدود یک هفتم جهانهای مسکونی تکاملی را دربرمیگیرد.
15:3.2 (167.18)از موقعیت نجومی یورنشیا، همینطور که از میان برش عرضیِ سیستمهای نزدیک، به راه شیریِ بزرگ مینگرید، مشاهده میکنید که کرات اُروانتان در یک صفحة پهناور کشیده در حال حرکت هستند که پهنای آن بسیار بزرگتر از ضخامت آن و طول آن بسیار بزرگتر از پهنای آن است.
15:3.3 (167.19)مشاهدۀ آنچه راه شیری نامیده میشود نشان میدهد که هر گاه در یک جهتِ خاص به آسمان نگریسته شود، تراکم ستارهای اُروانتان به طور نسبی افزایش مییابد، در حالی که در دو سوی آن، این تراکم کاهش مییابد؛ با دور شدن از سطح اصلی ابرجهان مادیِ ما، تعداد ستارگان و سایر کرات کاهش مییابد. هنگامی که زاویۀ مشاهده مناسب باشد، با نگریستن از میان تودۀ اصلیِ این ناحیۀ حاوی تراکم حداکثری، شما به سوی جهانِ منزلگاه و مرکز تمامی چیزها مینگرید.
15:3.4 (167.20)از ده بخش اصلی اُروانتان، هشت بخش به طور تقریبی توسط ستارهشناسان یورنشیا شناسایی شدهاند. شناسایی جداگانۀ دو بخش دیگر دشوار است، زیرا شما ناگزیر هستید این پدیدهها را از درون مشاهده کنید. اگر میتوانستید از نقطهای بسیار دوردست در فضا به ابرجهان اُروانتان بنگرید، فوراً ده بخش اصلی کهکشان هفتم را میشناختید.
15:3.5 (168.1)مرکز چرخشِ ناحیۀ فرعی شما در دوردستها در ابرِ ستارهایِ غولآسا و متراکم کماندار، که جهان محلی شما و آفرینشهای مربوط به آن همگی به دور آن در حرکتند واقع شده است، و شما از دو سوی متقابلِ سیستم پهناور زیرکهکشانیِ کماندار میتوانید دو جریان بزرگ ابرهای ستارهای را که در حلقههای شگفتانگیز ستارهای پدیدار میشوند مشاهده کنید.
15:3.6 (168.2)هستۀ سیستم فیزیکی که خورشید شما و سیارات مربوطهاش به آن تعلق دارند مرکز سحابی پیشین آندرونُوِر است. این سحابی مارپیچیِ پیشین در اثر اختلالات گرانشی که مربوط به رخدادهای مرتبط با تولد منظومۀ شمسی شما و برخورد نزدیک یک سحابی بزرگ همسایه بود اندکی کج و معوج گردید. این تصادمِ نزدیک به وقوع، آندرونُوِر را به مجموعهای نسبتاً کروی تبدیل کرد، اما حرکت دو طرفۀ خورشیدها و گروههای فیزیکی مربوط به آنها را به طور کامل نابود نساخت. منظومۀ شمسی شما اکنون یک موقعیت نسبتاً مرکزی را در یکی از بازوان این مارپیچِ تغییر شکل یافته که تقریباً در نیمۀ راه میان مرکز و لبۀ بیرونی جریان ستارهای واقع شده است اشغال میکند.
15:3.7 (168.3)ناحیۀ کماندار و تمامی ناحیهها و بخشهای دیگرِ اُروانتان به دور یووِرسا در گردش هستند، و مقداری از سردرگمی ناظران ستارهای یورنشیا ناشی از خطاهای دید و کج و معوج شدنهای نسبیِ ایجاد شده توسط حرکتهای مداریِ متعدد زیر است:
15:3.9 (168.5)2- گردش منظومۀ شمسیِ شما به دور هستۀ سحابی پیشین آندرونُوِر.
15:3.10 (168.6)3- چرخش خانوادۀ ستارهای آندرونُوِر و خوشههای مربوطۀ آن حول مرکز مرکبِ چرخش-جاذبۀ ابرِ ستارهایِ نبادان.
15:3.11 (168.7)4- گردش ابر ستارهایِ محلی نبادان و آفرینشهای مربوط به آن به دور مرکز کماندار در ناحیۀ فرعی آنها.
15:3.12 (168.8)5- چرخش یکصد ناحیۀ فرعی، از جمله کماندار، به دور ناحیۀ اصلی آنها.
15:3.13 (168.9)6- چرخش ده ناحیۀ اصلی، آنچه که رانشهای ستارهای نامیده میشود، به دور مقر مرکزی یووِرسا در اُروانتان.
15:3.14 (168.10)7- حرکت اُروانتان و شش ابرجهان مربوطه به دور بهشت و هاونا، حرکت مداریِ سطح فضایی ابرجهان در خلاف جهت عقربۀ ساعت.
15:3.15 (168.11)این حرکتهای چندگانه از چندین نوع هستند: مسیرهای فضاییِ سیارۀ شما و منظومۀ شمسی شما منشأیی تکوینی دارند، و منشأ آنها ذاتی است. حرکت مطلق اُروانتان در خلاف جهت عقربۀ ساعت نیز منشأیی تکوینی دارد، و در طرحهای معمارانة جهان بنیادین نهفته است. اما حرکتهای بینابین منشأیی مرکب دارند، و بخشاً از تقسیمبندیِ ساختاریِ ماده-انرژی به ابرجهانها ناشی میشوند و بخش دیگر به واسطة عملکرد هوشمندانه و هدفمندِ سازمان دهندگان نیروی بهشت ایجاد میشوند.
15:3.16 (168.12)هر چه جهانهای محلی به هاوُنا نزدیکتر میشوند در مجاورت نزدیکتری قرار میگیرند؛ تعداد مدارها بیشتر میشود، و بر میزان همپوشانی آنها، لایه به لایه، افزوده میگردد. اما هر چه از مرکز جاودان دورتر میشویم، شمار سیستمها، لایهها، مدارها، و جهانها پیوسته کمتر و کمتر میشود.
4- سحابیها — نیاکان جهانها
15:4.1 (169.1)در حالی که آفرینش و سازماندهی جهان همیشه تحت کنترل آفریدگاران بیکران و همکاران آنها باقی میماند، تمامی این پدیده مطابق با یک تکنیک مقرر شده و در انطباق با قوانین گرانشیِ نیرو، انرژی، و ماده پیش میرود. با این همه رازی در رابطه با نیرو-شارژِ فضا، که در سراسر جهان موجود است، وجود دارد؛ ما سازماندهی آفرینشهای مادی از مرحلۀ آلتیماتونی به بعد را کاملاً میفهمیم، اما نیای کیهانیِ آلتیماتونها را به طور کامل نمیفهمیم. ما اطمینان داریم که این نیروهای نیایی از یک منشأ بهشتی برخوردارند زیرا همواره از میان فضای پر شده دقیقاً در کرانههای غولآسای بهشت در نوسان هستند. اگرچه این نیرو-شارژِ فضا که نیای تمامی مادیتیابیها است نسبت به جاذبۀ بهشت واکنش نشان نمیدهد، اما همیشه به حضور بهشت تحتانی واکنش نشان میدهد، و ظاهراً در مداری است که به درون و بیرون مرکز بهشت تحتانی جریان دارد.
15:4.2 (169.2)سازمان دهندگان نیروی بهشت توانمندی فضا را به نیروی آغازین دگرگون میکنند و این قابلیتِ پیشامادی را به جلوههای اولیه و ثانویۀ انرژیِ واقعیت فیزیکی تکامل میبخشند. هنگامی که این انرژی نسبت به جاذبه به سطوح واکنشمند میرسد، مدیران نیرو و همکاران آنها در نظام ابرجهان در صحنه ظاهر میشوند و دستکاریهای پایانناپذیر خود را که برای استقرار مدارهای چندگانۀ نیرو و کانالهای انرژی جهانهای زمان و فضا طراحی شده است آغاز میکنند. بدین ترتیب مادۀ فیزیکی در فضا پدیدار میشود، و صحنه برای افتتاح سازماندهی جهان بدین طریق آماده میشود.
15:4.3 (169.3)این تقسیمبندی انرژی پدیدهای است که هرگز توسط فیزیکدانهای نبادان حل نشده است. دشواری اصلی آنان در دسترسناپذیری نسبی به سازماندهندگان نیروی بهشت نهفته است، زیرا گرچه مدیران زندۀ نیرو برای پرداختن به انرژی فضا شایسته هستند، کمترین شناختی از منشأ انرژیهایی که به طور بسیار ماهرانه و هوشمندانه تحت کنترل درمیآورند ندارند.
15:4.4 (169.4)سازماندهندگان نیروی بهشت پدیدآورندگان سحابیها هستند؛ آنها قادرند گردبادهای عظیم نیرو را در اطراف حضور خود در فضا به وجود بیاورند؛ گردبادهایی که پس از آغاز شدن، دیگر هرگز نمیتوانند متوقف یا محدود شوند، تا این که نیروهای فراگیر برای پدیداری نهاییِ واحدهای آلتیماتونیِ مادۀ جهان بسیج شوند. سحابیهای مارپیچ و سایر سحابیها، چرخهای مادرِ خورشیدهای با منشأ مستقیم و سیستمهای متنوع آنها، بدین گونه به وجود میآیند. ده شکل متفاوت از سحابیها، فازهای تکامل اولیۀ جهان، را میتوان در فضای بیرونی مشاهده کرد؛ و این چرخهای پهناور انرژی، همان منشأ سحابیهای هفت ابرجهان را داشتند.
15:4.5 (169.5)سحابیها از نظر اندازه، تعداد حاصله، و مجموع جرمِ فرزندان ستارهای و سیارهایِ خود بسیار متفاوت هستند. یک سحابیِ خورشیدساز درست در شمال مرزهای اُروانتان، اما در محدودۀ سطح فضاییِ ابرجهان، تاکنون منشأ پیدایش تقریباً چهل هزار خورشید شده است، و چرخ مادر هنوز در حال بیرون افکندنِ خورشیدها است، که اکثر آنها چندین برابر اندازۀ خورشید شما هستند. برخی از سحابیهای بزرگترِ فضای بیرونی منشأ پیدایش تا یکصد میلیون خورشید میشوند.
15:4.6 (169.6)سحابیها به هیچیک از واحدهای اداری، مانند ناحیههای فرعی یا جهانهای محلی، به طور مستقیم مربوط نیستند، گرچه برخی از جهانهای محلی از فرآوردههای یک سحابیِ تنها سازمان یافتهاند. هر جهان محلی، صرف نظر از رابطۀ سحابی، دقیقاً یک یکصدهزارم بخش از کلِ بارِ انرژی یک ابرجهان را دربرمیگیرد، زیرا انرژی توسط سحابیها سازماندهی نمیشود، بلکه به طور جهانی توزیع میشود.
15:4.7 (170.1)تمامی سحابیهای مارپیچی درگیر ساختن خورشید نیستند. برخی کنترل بسیاری از فرزندان ستارهایِ جدا شدۀ خود را حفظ کردهاند، و ظاهر مارپیچی آنها از این واقعیت ناشی میشود که خورشیدهای آنها در آرایش نزدیک به هم از بازوی سحابی خارج میشوند اما از طریق مسیرهای گوناگون باز میگردند، لذا مشاهدۀ آنها در یک نقطه آسان است اما هنگامی که در مسیرهای مختلف بازگشتشان بسیار دور و خارج از بازوی سحابی به طور گسترده پراکندهاند دیدن آنها دشوارتر است. در حال حاضر سحابیهای خورشیدساز زیادی در اُروانتان فعال نیستند، گرچه آندرومدا، که خارج از ابرجهان مسکونی است، بسیار فعال است. این سحابی بسیار دوردست با چشم غیرمسلح قابل مشاهده است، و هنگامی که به آن مینگرید، درنگ کنید و به این بیندیشید که نوری که مشاهده میکنید تقریباً یک میلیون سال پیش آن خورشیدهای دوردست را ترک کرده است.
15:4.8 (170.2)کهکشان راه شیری از شمار عظیمی از سحابیهای مارپیچیِ پیشین و سایر سحابیها تشکیل شده است، و بسیاری از آنها هنوز آرایش اولیۀ خود را حفظ کردهاند. اما در نتیجۀ رویدادهای فاجعهبار درونی و جاذبۀ بیرونی، بسیاری از آنها چنان دچار دگرشکلی و بازآرایی شدهاند که موجب شدهاند این انبوهشهای عظیم، همانند ابر ماژلانی، به صورت تودههای غولآسای نورانی از خورشیدهای فروزان جلوه کنند. نوع کرویِ خوشههای ستارهای در نزدیکی کرانههای بیرونی اُروانتان به وفور یافت میشود.
15:4.9 (170.3)ابرهای عظیم ستارهای اُروانتان را باید به صورت انبوهشهای مجزای ماده در نظر گرفت که با سحابیهای جداگانۀ قابل مشاهده در مناطق فضاییِ بیرون از کهکشان راه شیری قابل مقایسهاند. با این همه، بسیاری از ابرهای موسوم به ستارهایِ فضا فقط از مواد گازی تشکیل شدهاند. پتانسیل انرژی این ابرهای ستارهایِ گازی به حدی غیرقابل باور عظیم است، و بخشی از آن توسط خورشیدهای مجاور جذب شده و به صورت برونتابیهای خورشیدی مجدداً راهی فضا میشود.
5- منشأ اجرام فضایی
15:5.1 (170.4)بخش عمدۀ جرمِ نهفته در خورشیدها و سیارات یک ابرجهان از چرخهای سحابیها سرچشمه میگیرد؛ بخش بسیار اندکی از جرمِ ابرجهان به واسطة عمل مستقیم مدیران نیرو سازماندهی شده است (همچون در ساختن کرات معماری شده)، گرچه یک کمیت دائما در حال تغییرِ ماده منشأ در فضای باز دارد.
15:5.2 (170.5)از نظر منشأ، اکثر خورشیدها، سیارات، و سایر کرات را میتوان به صورت یکی از ده گروه زیر طبقهبندی نمود:
15:5.3 (170.6)1- حلقههای انقباضیِ هممرکز. همة سحابیها مارپیچی نیستند. بسیاری از سحابیهای عظیم به جای این که به یک سیستم ستارهای دوگانه تقسیم شوند یا به صورت یک مارپیچی تکامل یابند، از طریق تشکیل حلقههای متعدد دچار تراکم میشوند. برای مدتهای طولانی این گونه سحابی به صورت یک خورشید غولآسای مرکزی به نظر میرسد که توسط ابرهای بیشمار عظیمی از تودههای مادة در حال گردشِ حلقه مانند احاطه شده است.
15:5.4 (170.7)2- ستارگان چرخشی دربرگیرندۀ آن خورشیدهایی هستند که از چرخهای بزرگ مادرِ گازهای بسیار داغ به بیرون پرتاب میشوند. آنها به صورت حلقه به بیرون پرتاب نمیشوند بلکه در حرکتهای راستگرد و چپگرد. ستارگان چرخشی همچنین منشأ در سحابیهای غیر مارپیچی دارند.
15:5.5 (170.8)3- سیارات حاصل از انفجارهای گرانشی. هنگامی که یک خورشید از یک سحابی مارپیچی یا میلهای زاده میشود، معمولاً مسافت قابل ملاحظهای به بیرون پرتاب میشود. چنین خورشیدی بسیار گازی است، و متعاقباً بعد از این که تا اندازهای سرد و متراکم شد، ممکن است بر حسب اتفاق به نزدیکی یک تودۀ عظیم ماده، یک خورشید غولآسا یا یک جزیرۀ تاریک فضا نوسان کند. چنین نزدیک شدنی ممکن است آنقدر کافی نباشد که به تصادم منجر شود اما باز آنقدر نزدیک باشد که اجازه دهد کشش جاذبۀ جسم بزرگتر دگرگونیهای شدید جزر و مدی در جسم کوچکتر را آغاز کند، و لذا یک رشته از آشوبهای جذر و مدی را که به طور همزمان در دو سمت متقابلِ خورشید دگرگون شده رخ میدهد آغاز کند. این فورانهای انفجاری در اوج خود یک رشته از انبوهشهای ماده با اندازههای گوناگون را ایجاد میکنند که ممکن است فراتر از ناحیۀ بازپسگیریِ جاذبهایِ خورشید در حال فوران پرتاب شوند، و بدین ترتیب در مدارهای خود به دور یکی از دو جسم درگیر در این رویداد تثبیت شوند. بعدها تودههای بزرگتر ماده به هم میپیوندند و به تدریج اجسام کوچکتر را به خود جذب میکنند. بسیاری از سیارات جامدِ سیستمهای کوچکتر بدین طریق به وجود میآیند. منظومۀ شمسی خود شما نیز دقیقاً چنین منشأیی داشته است.
15:5.6 (171.1)4- دختران سیارهایِ گریز از مرکز. خورشیدهای غولآسا، هنگامی که در مراحل مشخصی از توسعه هستند، و اگر میزان چرخش آنها به اندازۀ زیاد شتاب یابد، شروع به بیرون افکندن مقادیر زیادی از ماده میکنند که ممکن است متعاقباً گرد هم آیند تا کرات کوچکی را شکل دهند که همچنان به گرد خورشید مادر میچرخند.
15:5.7 (171.2)5- کرات دچار کمبود جاذبه. برای اندازۀ ستارگان منفرد یک حد بحرانی وجود دارد. هنگامی که یک خورشید به این حد میرسد، اگر از میزان چرخش آن کاسته نشود، محکوم به شکافته شدن است؛ در این هنگام شکافت خورشیدی رخ میدهد، و یک ستارۀ دوتایی جدید از این نوع زاده میشود. ممکن است متعاقباً به عنوان یک محصول جانبیِ این گسیختگیِ عظیم، سیارات بیشمار کوچکی شکل یابند.
15:5.8 (171.3)6- ستارگان انقباضی. در سیستمهای کوچکتر، بزرگترین سیارۀ بیرونی گاهی اوقات کرات همسایهاش را به سوی خود جذب میکند، در حالی که سیارات نزدیک به خورشید، سقوط نهایی خود را آغاز میکنند. در رابطه با منظومۀ شمسی شما، چنین پایانی بدین معنا خواهد بود که چهار سیارۀ درونی توسط خورشید تصرف میشوند، در حالی که سیارۀ اصلی، مشتری، از طریق تسخیر کرات باقی مانده به اندازۀ زیاد بزرگ میشود. چنین فرجامی برای یک منظومۀ خورشیدی به ایجاد دو خورشید مجاور اما نابرابر، یک نوع شکلبندی ستارۀ دوتایی، منجر میشود. چنین فجایعی به ندرت رخ میدهند، به جز در حاشیۀ بیرونیِ انبوهشهای ستارهایِ ابرجهان.
15:5.9 (171.4)7- کراتِ انباشتی. از مقادیر عظیم مادهای که در فضا در گردش است، ممکن است سیارات کوچک به آرامی انباشته شوند. آنها از طریق انباشت شهابسنگی و برخوردهای کوچک رشد میکنند. در برخی از نواحی فضا، شرایط این گونه اشکال تولد سیارهای را مساعد میسازد. بسیاری از سیارات مسکونی چنین منشأیی داشتهاند.
15:5.10 (171.5)برخی از جزایر تاریکِ متراکم نتیجۀ مستقیم انباشتهای انرژیِ در حال دگردیسی در فضا هستند. گروه دیگری از این جزایر تاریک از طریق انباشته شدن مقادیر عظیمی از مادۀ سرد، یعنی صرفاً خردهسنگها و شهابوارههایی که در فضا در گردشند، پدید آمدهاند. این انبوهشهای ماده هرگز داغ نبودهاند، و به استثنای چگالی، از نظر ترکیب بسیار شبیه یورنشیا هستند.
15:5.11 (171.6)8- خورشیدهای خاموش شده. برخی از جزایر تاریک فضا خورشیدهای منزوی و خاموش شدهای هستند که تمامی انرژی فضایی موجودشان ساطع شده است. واحدهای سازمان یافتۀ ماده در آنها تقریباً به تراکم کامل، یکپارچگی عملی کامل، رسیدهاند؛ و سپری شدنِ اعصار طولانی لازم است که چنین تودههای عظیمی از مادة بسیار متراکمی در مدارهای فضا از نو شارژ شوند و بدین سان، به دنبال یک تصادم یا یک رویداد کیهانی مشابهی که به همان اندازه حیاتبخش باشد، برای چرخههای جدیدی از کارکرد جهان آماده شوند.
15:5.12 (171.7)9- کرات برخوردی. در آن مناطقی که خوشهبندیِ ضخیمتری دارند، تصادمات غیرمعمول نیستند. چنین بازآراییِ نجومی با تغییرات عظیم انرژی و دگرگونیهای ماده همراه است. برخوردهایی که خورشیدهای خاموش را دربرمیگیرند، به طور ویژهای در ایجاد نوسانات گستردۀ انرژی تأثیرگذارند. بقایای این برخوردها، اغلب هستههای مادی برای شکلبندی متعاقب اجرام سیارهای را که به منظور سکونت موجودات فانی انطباق یافتهاند تشکیل میدهند.
15:5.13 (172.1)10- کرات معماری شده. اینها کراتی هستند که مطابق طرحها و مشخصات برای یک هدف خاص ساخته شدهاند، مثل سلوینگتون، مقر مرکزی جهان محلی شما، و یووِرسا، مقر دولت ابرجهان ما.
15:5.14 (172.2)تکنیکهای بیشمار دیگر برای تکامل خورشیدها و جدا ساختن سیارات وجود دارد، اما اسلوبهای یاد شده نشانگر روشهایی هستند که به موجب آنها اکثریت عظیم سیستمهای ستارهای و خانوادههای سیارهای به وجود آورده میشوند. شرح کلیۀ تکنیکهای گوناگونی که در دگردیسی ستارهای و تکامل سیارهای دخیل هستند، نیازمند توصیف تقریباً یکصد روش مختلف خورشیدسازی و پیدایش سیارهای است. هنگامی که دانشجویان ستارهشناسی شما افلاک را مورد بررسی دقیق قرار میدهند، پدیدههایی را مشاهده خواهند کرد که نشانگر تمامی این اسلوبهای تکامل ستارهای است، اما آنها شواهد شکلیابی آن مجموعههای کوچک و غیردرخشندۀ ماده که به عنوان سیارات مسکونی، یعنی مهمترین بخش از آفرینشهای پهناور مادی، به کار میروند، را به ندرت کشف خواهند کرد.
6- کرات فضا
15:6.1 (172.3)کرات گوناگون فضا، صرف نظر از منشأ، به بخشهای اصلی زیر قابل طبقهبندی هستند:
15:6.6 (173.4)5- کرات معماری شده — کراتی که مطابق طرحی معین ساخته شدهاند.
15:6.7 (173.5)به استثنای کرات معماری شده، همة اجرام فضایی یک منشأ تکاملی داشتهاند، تکاملی از این نظر که به فرمان مستقیم الوهیت به وجود نیامدهاند، و تکاملی از این نظر که اعمال خلاق خداوند از طریق یک تکنیک زمان-فضایی به واسطة کارکرد بسیاری از موجودات هوشمندِ آفریده شده و منجر شدۀ الوهیت آشکار شده است.
15:6.8 (173.6)خورشیدها. اینها ستارگان فضا در کلیۀ مراحل مختلف وجودشان هستند. برخی از آنها سیستمهای فضایی منفرد در حال تکامل هستند؛ برخی دیگر ستارگان دوتایی، سیستمهای سیارهای در حال انقباض یا در حال محو شدن هستند. ستارگان فضا در حداقل هزار حالت و مرحلة مختلف وجود دارند. شما با خورشیدهایی که نور همراه با گرما ساطع میکنند آشنا هستید؛ اما خورشیدهایی نیز وجود دارند که بدون گرما میدرخشند.
15:6.9 (173.7)این که یک خورشید معمولی تریلیونها تریلیون سال به تابش گرما و نور ادامه خواهد داد به خوبی نشاندهندة ذخیرة عظیم انرژی است که هر واحد ماده دارا میباشد. انرژی واقعی که در این ذرات نامرئی مادۀ فیزیکی ذخیره شده است تقریباً غیرقابل تصور است. و این انرژی، هنگامی که در معرض فشار عظیم حرارتی و فعالیتهای مربوطۀ انرژی قرار میگیرد که در درون خورشیدهای فروزان وجود دارد، تقریباً به طور کامل به صورت نور در دسترس قرار میگیرد. افزون بر این، شرایط دیگری این خورشیدها را قادر میسازد که بخش عمدۀ انرژی فضایی را که در مدارهای تثبیت شدۀ فضایی به سوی آنها جریان مییابد دگرگون سازند و بیرون افکنند. بسیاری از فازهای انرژی فیزیکی و همة اشکال ماده به دینامهای خورشیدی جذب میشوند و متعاقباً توسط آنها توزیع میشوند. بدین سان، خورشیدها به صورت شتابدهندگان محلیِ گردش انرژی عمل میکنند، و به عنوان ایستگاههای اتوماتیک کنترل نیرو عمل میکنند.
15:6.10 (173.8)ابرجهان اُروانتان با بیش از ده تریلیون خورشیدِ فروزان روشن و گرم میشود. این خورشیدها ستارگانِ سیستمِ قابل مشاهدۀ نجومی شما هستند. بیش از دو تریلیون از آنها دورتر و کوچکتر از آن هستند که بتوانند از یورنشیا دیده شوند. اما در جهان بنیادین به همان اندازه خورشید وجود دارد که در اقیانوسهای کرۀ شما لیوانهای آب وجود دارد.
15:6.11 (173.9)جزایر تاریک فضا. اینها خورشیدهای مرده و سایر تودههای بزرگ ماده هستند که فاقد نور و گرما میباشند. جزایر تاریک گاهی اوقات از نظر جرم بسیار عظیم هستند و تأثیر قدرتمندی در توازن جهان و سیطره بر انرژی اعمال میکنند. چگالی برخی از این تودههای بزرگ تقریباً باورنکردنی است. و این تمرکز بزرگ جرم این جزایر تاریک را قادر میسازد به صورت چرخهای قدرتمند تعادل عمل کنند، و سیستمهای بزرگ مجاور را به گونهای مؤثر در مهار خود نگه دارند. آنها توازن گرانشیِ نیرو را در بسیاری کواکب حفظ میکنند؛ بسیاری از سیستمهای فیزیکی که در غیر این صورت به سرعت در خورشیدهای مجاور به سوی نابودی فرو میافتادند، در چنگال گرانشیِ این جزایرِ تاریک نگاهبان به گونهای استوار نگه داشته میشوند. به سبب همین کارکرد است که ما میتوانیم مکان آنها را به طور دقیق تعیین کنیم. ما کشش جاذبۀ اجسام درخشنده را اندازهگیری کردهایم، و از این رو میتوانیم اندازه و مکان دقیق جزایر تاریک فضا را که با کارکردی بسیار مؤثر برای حفظ ثبات یک سیستم مشخص در مسیرش عمل میکنند، محاسبه کنیم.
15:6.12 (173.10)اجسام کوچک فضایی. شهابها و سایر ذرات کوچک ماده که در فضا در گردش و در حال تکاملند دربرگیرندۀ مجموعة عظیمی از انرژی و مادۀ فیزیکی هستند.
15:6.13 (173.11)بسیاری از دنبالهدارها فرزندان تثبیت نشدۀ سرکش چرخهای مادرِ خورشیدی هستند که به تدریج تحت کنترل خورشید مرکزی حاکم قرار میگیرند. دنبالهدارها منشأهای بیشمار دیگری نیز دارند. دنبالۀ یک دنبالهدار به علت واکنش الکتریکیِ گازهای بسیار انبساط یافتۀ آن و به علت فشار واقعی نور و سایر انرژیهایی که از خورشید ساطع میشوند خلاف جهت جسم یا خورشید جذب کننده را نشانه میگیرد. این پدیده دربرگیرندۀ یکی از شواهد مثبت واقعیت نور و انرژیهای مربوط به آن میباشد؛ این پدیده نشان میدهد که نور دارای وزن است. نور یک مادۀ واقعی است، نه صرفاً امواج اتر فرضی.
15:6.14 (173.12)سیارات. اینها انبوهشهای بزرگتر ماده هستند که به دور یک خورشید یا یک جسم فضایی دیگر یک مدار را دنبال میکنند؛ اندازۀ آنها دامنهای از خرده سیارات تا کرات عظیم گازی، مایع، یا جامد را دربرمیگیرد. کرات سردی که از گردآمدن مواد فضایی شناور شکل گرفتهاند، هنگامی که بر حسب اتفاق در موقعیتی مناسب نسبت به یک خورشید نزدیک قرار گیرند، ایدهآلترین سیارات برای جای دادن سکنۀ هوشمند میباشند. به عنوان یک قاعده، خورشیدهای مرده برای حیات مناسب نیستند؛ آنها معمولاً از یک خورشید زنده و فروزان بسیار دور هستند، و علاوه بر آن، آنها مجموعاً بسیار حجیم هستند؛ جاذبه در سطح آنها بسیار زیاد است.
15:6.15 (173.13)در ابرجهان شما، از میان هر چهل سیارۀ سرد، حتی یکی نیز برای موجوداتی از رستة شما قابل سکونت نیست. و البته خورشیدهای فوقالعاده داغ و کرات منجمد دور افتاده برای جای دادن حیات بالاتر نامناسبند. در منظومۀ شمسی شما، در حال حاضر تنها سه سیاره برای جای دادن حیات مناسبند. یورنشیا از نظر اندازه، چگالی، و مکان از بسیاری جهات برای سکونت انسان ایدهآل است.
15:6.16 (173.14)قوانین رفتارِ انرژی فیزیکی اساساً جهانی هستند، اما تأثیرات محلی نقش مهمی روی شرایط فیزیکیِ حاکم بر تک تک سیارات و در سیستمهای محلی ایفا میکنند. تنوع تقریباً بیپایانی از حیات مخلوقات و سایر جلوههای موجودات زنده، ویژگیِ کرات بیشمار فضا را رقم میزند. با این حال، در میان یک گروه از کرات که در یک سیستم معین به هم مربوطند نقاط تشابه خاصی وجود دارد، در حالی که برای حیات هوشمند نیز یک الگوی جهانی وجود دارد. در میان آن سیستمهای سیارهای که به یک مدار فیزیکی واحد تعلق دارند، و در گردش بیپایان به دور دایرۀ جهانها از نزدیک یکدیگر را دنبال میکنند، روابطی فیزیکی برقرار است.
7- کرات معماری شده
15:7.1 (174.1)در حالی که هر دولت ابرجهان در نزدیکی مرکز جهانهای تکاملیِ بخش فضایی خود استقرار دارد، کرهای را اشغال میکند که مطابق طرح و نقشه ساخته شده و توسط شخصیتهای معتبر از سکنه پر شده است. این کراتِ مقر مرکزی، کرات معماری شده هستند، اجسامی فضایی که به طور اختصاصی برای هدف خاص خود ساخته شدهاند. این کرات در حالی که در نور خورشیدهای مجاور سهیم هستند، به طور مستقل روشن و گرم میشوند. هر یک از آنها خورشیدی دارد که مثل اقمار بهشت نور بدون گرما ساطع میکند، در حالی که گرمای هر یک از طریق گردش جریانات مشخص انرژی در نزدیکی سطح کره تأمین میشود. این کرات مقر مرکزی به یکی از سیستمهای بزرگتری تعلق دارند که در مرکز نجومی ابرجهانهای مربوطۀ خود واقع شدهاند.
15:7.2 (174.2)زمان در مقرهای مرکزی ابرجهانها استاندارد شده است. روز استاندارد ابرجهان اُروانتان برابر با تقریباً سی روز به وقت یورنشیا است، و سالِ اُروانتان برابر با یکصد روز استاندارد میباشد. این سالِ یوورسا در ابرجهان هفتم استاندارد میباشد، و بیست و دو دقیقه کوتاهتر از سه هزار روز به وقت یورنشیا است، در حدود هشت و یک پنجم سالهای شما.
15:7.3 (174.3)کرات مقر مرکزی هفت ابرجهان در طبیعت و شکوه بهشت، که الگوی مرکزی کمالِ آنهاست، سهیم هستند. در واقع، همة کرات مقر مرکزی بهشتگونهاند. آنها به راستی منزلگاههای آسمانی هستند، و از جِروسِم تا جزیرۀ مرکزی، اندازۀ مادی، زیبایی مورانشیایی، و شکوه روحی آنان افزایش مییابد. و همة اقمار این کرات مقر مرکزی نیز کرات معماری شده هستند.
15:7.4 (174.4)برای کرات گوناگون مقر مرکزی، هر فاز از آفرینش مادی و روحی فراهم شده است. انواع موجودات مادی، مورانشیایی، و روحی این کرات میعادگاهِ جهانها را خانة خود میدانند. همینطور که مخلوقات انسانی در جهان صعود میکنند، و از قلمروهای مادی به روحی گذر میکنند، هرگز قدردانی و لذت خود از سطوح پیشین وجودشان را از دست نمیدهند.
15:7.5 (174.5)جروسِم، مقر مرکزی سیستم محلی سِتانیای شما، هفت کرۀ فرهنگ انتقالی خود را داراست، و هر یک از آنها با هفت قمر احاطه شدهاند. در میان این اقمار، هفت کرة نگاهداری قصرِ مورانشیا، اولین منزلگاه انسان پس از مرگ، قرار دارند. واژة بهشت، آنطور که در یورنشیا به کار رفته است، گاهی اوقات به معنای همین هفت کرة قصر بوده است، به طوری که اولین کرۀ قصر به عنوان اولین بهشت، و به همین ترتیب تا هفتمین کره نامگذاری شده است.
15:7.6 (174.6)ایدِنشیا، مقر مرکزی کوکبۀ شما، نُرلاشیادِک، هفتاد قمر فرهنگ و آموزشِ اجتماعی شدنِ خود را دارد، و فرازگرایان به دنبال تکمیل تجهیز، یگانگی، و تحقق شخصیت در نظام جروسم، در آنها موقتاً اقامت میکنند.
15:7.7 (174.7)سلوینگتون، پایتخت نِبادان، جهان محلی شما، توسط ده خوشۀ دانشگاهی که هر یک دارای چهل و نه کره است احاطه شده است. در اینجاست که انسان پس از اجتماعی شدنش در کوکبه به موجودی روحی تبدیل میشود.
15:7.8 (174.8)یوماینرِ سوم، مقر مرکزی ناحیۀ فرعی شما، اِنسا، با هفت کرۀ مطالعات بالاتر فیزیکیِ حیات فرازگرا احاطه شده است.
15:7.9 (174.9)یومیجرِ پنجم، مقر مرکزی ناحیۀ اصلی شما، اِسپلاندون، توسط هفتاد کرۀ آموزش پیشرفتۀ عقلانیِ ابرجهان احاطه شده است.
15:7.10 (175.1)یووِرسا، مقر مرکزی اُروانتان، ابرجهان شما، توسط هفت دانشگاه والاتر آموزش پیشرفتۀ معنوی برای مخلوقات صاحب ارادۀ فرازگرا به طور بلافصل احاطه شده است. هر یک از این هفت خوشه از کرات شگفتانگیز شامل هفتاد کرۀ ویژه است که هزاران هزار مؤسسه و سازمان کامل را دربرمیگیرد که به آموزش جهانی و فرهنگ روحی تخصیص یافتهاند؛ جایی که رهنوردان زمان به منظور آمادگی برای پرواز طولانیشان به هاوُنا تحت بازآموزی و بازبینی قرار میگیرند. رهنوردان تازه وارد زمان همواره در همین کرات مربوطه پذیرفته میشوند، اما فارغالتحصیلانِ در حال عزیمت همیشه مستقیماً از سواحل یووِرسا راهی هاوُنا میشوند.
15:7.11 (175.2)یووِرسا، مقر مرکزی روحی و اداری تقریباً یک تریلیون کرۀ مسکونی یا قابل سکونت است. شکوه، عظمت، و کمال پایتخت اُروانتان فراتر از هر یک از شگفتیهای آفرینشهای زمان و فضا است.
15:7.12 (175.3)اگر تمامی جهانهای محلیِ طرحریزی شده و اجزای تشکیل دهندۀ آنها تثبیت شوند، اندکی کمتر از پانصد میلیارد کرۀ معماری شده در هفت ابرجهان وجود خواهد داشت.
8- کنترل و تنظیم انرژی
15:8.1 (175.4)کرات مقر مرکزی ابرجهانها به گونهای ساخته شدهاند که بتوانند برای نواحی گوناگون خود به صورت تنظیم کنندگان مؤثر نیرو-انرژی عمل کنند، و برای جهت دادن انرژی به جهانهای محلیِ تشکیل دهندۀ خود به منزلة نقاط کانونی عمل کنند. آنها روی توازن و کنترل انرژیهای فیزیکی که در فضای سازمان یافته در گردش هستند تأثیر قدرتمندی اعمال میکنند.
15:8.2 (175.5)کارکردهای تنظیمیِ بیشتری توسط مراکز نیرو و کنترلگران فیزیکیِ ابرجهان، موجودات زنده و نیمهزندۀ هوشمندی که دقیقاً برای همین منظور به وجود آمدهاند، انجام میگیرد. فهم این مراکز نیرو و کنترلگران دشوار است؛ ردههای پایینترِ آنها ارادی نیستند، از اراده برخوردار نیستند، انتخاب نمیکنند، و کارکردهای آنها بسیار هوشمندانه است، هر چند ظاهراً اتوماتیک و برخاسته از سازمانیافتگی بسیار تخصصی آنها است. مراکز نیرو و کنترلگران فیزیکیِ ابرجهانها هدایت و بخشی از کنترلِ سی سیستم انرژی را که حوزۀ گراویتا را تشکیل میدهند، بر عهده دارند. مدارهای انرژی فیزیکی که توسط مراکز نیروی یووِرسا اداره میشوند به اندکی بیش از 968 میلیون سال زمان نیاز دارند تا گردش به دور ابرجهان را تکمیل سازند.
15:8.3 (175.6)انرژی در حال تکامل دارای جوهر مادی است؛ وزن دارد، گرچه وزن همیشه نسبی است، و به سرعت چرخش، جرم، و ضدجاذبه بستگی دارد. جرم موجود در ماده به کند کردن سرعت در انرژی متمایل است؛ و سرعتِ همه جا حاضرِ انرژی نشان دهندة این است: عطیۀ آغازین سرعت، منهای کند شدن توسط جرمی که در حین انتقال با آن مواجه میشود، به علاوۀ کارکرد تنظیمیِ کنترلگران زندۀ انرژی ابرجهان و تأثیر فیزیکی اجسام بسیار حرارت یافته یا شدیداً شارژ شدۀ مجاور.
15:8.4 (175.7)طرح جهانی برای حفظ توازن میان ماده و انرژی، ساختن و از هم گسیختنِ همیشگیِ واحدهای کوچکتر ماده را ضروری میسازد. مدیران نیروی جهان این توانایی را دارند که مقادیر متغیر انرژی را متراکم و مهار کنند، یا منبسط و آزاد سازند.
15:8.5 (175.8)اگر به خاطر این دو عامل نبود، در یک مدت زمان کافی از تأثیر کند کننده، جاذبه سرانجام تمامی انرژیها را به ماده تبدیل میساخت: اول، به دلیل تأثیرات ضدجاذبۀ کنترلگران انرژی، و دوم، به این دلیل که مادۀ سازمان یافته تحت شرایط مشخصی که در ستارگان بسیار داغ یافت میشود و تحت شرایط ویژهای در فضا، در نزدیکیِ اجسامِ سردِ بسیار انرژی یافتۀ مادۀ متراکم، گرایش به از هم پاشیدگی دارد.
15:8.6 (176.1)هنگامی که جرم بیش از حد انباشته میشود و انرژی را به عدم توازن تهدید میکند، کنترلگران فیزیکی برای تخلیۀ مدارهای فیزیکی نیرو مداخله میکنند، مگر آن که تمایل بیشترِ خودِ جاذبه برای مادی ساختن بیش از حد انرژی از طریق به وقوع پیوستن برخورد میان غولهای مردۀ فضا خنثی شود، و لذا در یک لحظه انباشتگیهای فزایندۀ جاذبه را به طور کامل از میان ببرد. در این رخدادهای تصادمی، مقادیر عظیم ماده به ناگاه به نادرترین شکل انرژی تبدیل میشوند، و تقلا برای توازنِ جهانی از نو آغاز میشود. سرانجام سیستمهای فیزیکی بزرگتر ثبات مییابند، از نظر فیزیکی تثبیت میشوند، و به داخل مدارهای توازن یافته و تثبیت شدۀ ابرجهانها نوسان میکنند. به دنبال این رخداد، تصادمات بیشتر یا فجایع ویرانگر دیگری در چنین سیستمهای تثبیت شدهای رخ نخواهد داد.
15:8.7 (176.2)در دورههای فزونیِ انرژی، اختلالات نیرویی و نوسانات گرمایی رخ میدهد که با تجلیهای الکتریکی همراه است. در دورههای کاهشِ انرژی، ماده گرایشات فزایندهای به انبوهش، تراکم، و خارج شدن از مهار در مدارهایی دارد که با ظرافتِ بیشتر متوازن هستند، و در نتیجه، تعدیلهای جذر و مدی یا تصادمی پدید میآید، که توازن میان انرژیِ در حال گردش و مادۀ عملاً ثبات یافتهتر را به سرعت به حالت نخست باز میگردانند. پیشبینی و نیز فهم چنین رفتار احتمالیِ خورشیدهای فروزان و جزایر تاریک فضا، یکی از وظایف رصدگران آسمانیِ ستارگان است.
15:8.8 (176.3)ما قادریم بیشترِ قوانین حاکم بر توازن جهان را بشناسیم و بسیاری از آنچه به ثبات جهان مربوط است را پیشبینی کنیم. پیشبینیهای ما عملاً قابل اتکا هستند، اما ما همیشه با نیروهای خاصی روبرو میشویم که کاملاً تابع قوانین کنترل انرژی و کنش ماده که برای ما شناخته شده است، نیستند. همینطور که ما از بهشت به سوی بیرون در جهانها پیش میرویم، پیشبینیپذیریِ تمامی پدیدههای فیزیکی به طور فزاینده دشوار میشود. همینطور که ما از مرزهای مدیریتِ شخصیِ حکمرانان بهشت فراتر میرویم، در انطباق با استانداردهای تثبیت شده و تجربۀ کسب شده در ارتباط با مشاهداتی که منحصراً مربوط به پدیدههای فیزیکیِ سیستمهای نجومی مجاور هستند، با ناتوانی فزایندۀ محاسباتی روبهرو میشویم. حتی در قلمروهای هفت ابرجهان، ما در میان کارکردهای نیرو و واکنشهای انرژی زندگی میکنیم که سراسر حوزههای ما را فرا گرفتهاند و با توازن یکپارچه در تمامی نواحی فضای بیرونی امتداد مییابند.
15:8.9 (176.4)ما هرچه بیشتر به سوی بیرون میرویم، با قطعیت بیشتری با آن پدیدههای متغیر و پیشبینیناپذیر روبهرو میشویم که به گونهای خطاناپذیر ویژگیِ حضور و کنشهای غیرقابل فهم مطلقها و الوهیتهای تجربی هستند. و این پدیدهها باید نشان دهندة نوعی کنترل فراگیر جهانی بر همة چیزها باشند.
15:8.10 (176.5)ابرجهان اُروانتان ظاهراً اکنون دارد از حرکت باز میایستد؛ به نظر میرسد جهانهای بیرونی در حال آماده شدن برای فعالیتهای بینظیر آینده هستند؛ جهان مرکزی هاونا برای ابد ثبات یافته است. جاذبه و فقدان گرما (سرما) ماده را سازمان میدهند و به هم پیوسته نگاه میدارند؛ گرما و ضدجاذبه ماده را از هم میگسلند و انرژی را پراکنده میسازند. مدیران زندۀ نیرو و سازمان دهندگان نیرو، راز مهار ویژه و هدایت هوشمندانۀ دگرگونیهای بیپایانِ پدید آمدن، از هم گسیختن، و بازسازی جهان هستند. ممکن است سحابیها پراکنده شوند، خورشیدها خاموش شوند، سیستمها ناپدید گردند، سیارات نابود شوند، اما جهانها از حرکت باز نمیایستند.
9- مدارهای ابرجهانها
15:9.1 (176.6)مدارهای جهانی بهشت، در واقع قلمروهای هفت ابرجهان را فرا گرفتهاند. این مدارهای حضور عبارتند از: مدار جاذبۀ شخصیتِ پدر جهانی، مدار جاذبۀ روحی پسر جاودان، مدار جاذبۀ ذهنی کنشگر همبسته، و مدار جاذبۀ مادی جزیرۀ جاودان.
15:9.2 (177.1)علاوه بر مدارهای جهانی بهشت و علاوه بر کنشهای حضوریِ مطلقها و الوهیتهای تجربی، در درون سطح فضاییِ ابرجهان، فقط دو بخش مدار انرژی یا تفکیک نیرویی عمل میکند: مدارهای ابرجهان و مدارهای جهان محلی.
15:9.12 (177.11)1- روح اعطایی پسران بهشت، تسلی دهندۀ کرات اعطایی. روح حقیقت، یعنی روح میکائیل در یورنشیا.
15:9.13 (177.12)2- مدار خادمان الهی، ارواح مادر جهان محلی، روحالقدسِ کرۀ شما.
15:9.14 (177.13)3- مدار هوشمندی-خدماتی یک جهان محلی، شامل حضور ارواح یاور ذهن که به شیوههای گوناگون عمل میکنند.
15:9.15 (177.14)هنگامی که چنین هماهنگی روحی در یک جهان محلی پدید میآید که مدارهای انفرادی و جمعی آن از مدارهای ابرجهان غیرقابل تمیز میشوند، هنگامی که چنین همسانیِ کارکرد و یگانگی خدماتی در واقع مستولی میشود، آنگاه آن جهان محلی فوراً به مدارهای تثبیت شدۀ نور و حیات وارد میشود، و بیدرنگ شایستگیِ پذیرش در اتحادیة روحیِ اتحاد کمال یافتۀ اَبَرآفرینش را به دست میآورد. شرایط لازم برای پذیرش در شوراهای قدمای ایامها، یعنی عضویت در اتحادیة ابرجهان، عبارتند از:
15:9.16 (177.15)1- ثبات فیزیکی. ستارگان و سیارات یک جهان محلی باید در توازن باشند؛ دورههای دگرگونی بلافصل ستارهای باید پایان یافته باشند. جهان باید در مسیری روشن پیش برود؛ مدار آن باید به گونهای ایمن و به طور نهایی تثبیت شده باشد.
15:9.17 (177.16)2- وفاداری روحی. باید وضعیتی از به رسمیت شناختن جهانی و وفاداری نسبت به پسر عالیمقام خداوند که سرپرستی امور چنین جهان محلی را بر عهده دارد وجود داشته باشد. باید وضعیتی از همکاری موزون میان تک تک سیارات، سیستمها، و کوکبههای تمامی جهان محلی پدید آمده باشد.
15:9.18 (177.17)جهان محلی شما هنوز حتی در شمار جهانهایی که به رستۀ تثبیت شدۀ فیزیکی ابرجهان تعلق دارند محسوب نمیشود، تا چه رسد به این که عضویت در خانوادۀ روحیِ به رسمیت شناخته شدۀ ابردولت را دارا باشد. اگرچه نبادان هنوز در یووِرسا نمایندگی ندارد، ما که در دولت ابرجهان هستیم گهگاه برای مأموریتهای ویژه به کرات آن اعزام میشویم، درست همان گونه که من مستقیماً از یووِرسا به یورنشیا آمدهام. ما هر گونه یاری ممکن را به مدیران و حکمرانان شما در حل مشکلات دشوارشان میرسانیم؛ ما مشتاقیم ببینیم که جهان شما برای پذیرش کامل به آفرینشهای مرتبط با خانوادۀ ابرجهان واجد شرایط شود.
10- حکمرانان ابرجهانها
15:10.1 (178.1)مقرهای مرکزی ابرجهانها جایگاههای حکومت والای روحی قلمروهای زمان و فضا هستند. شاخۀ اجرایی ابردولت که منشأ در شوراهای تثلیث دارد به طور بلافصل توسط یکی از هفت روح استاد که سرپرستی عالی دارند هدایت میشود. آنها موجوداتی هستند که بر مسندهای اقتدار بهشت مینشینند و از طریق هفت مدیر اجرایی عالی مستقر در هفت کرات ویژۀ روح بیکران، یعنی بیرونیترین اقمار بهشت، ابرجهانها را اداره میکنند.
15:10.2 (178.2)مقرهای مرکزی ابرجهانها جایگاه اقامت ارواح بازتابگر و یاوران بازتابگر تصویر هستند. این موجودات شگفتانگیز از این جایگاه میانی، کارکردهای عظیم بازتابگرانۀ خود را انجام میدهند، و بدین سان به جهان مرکزی در بالا و به جهانهای محلی در پایین خدمت میکنند.
15:10.3 (178.3)هر ابرجهان تحت ریاست سه قدیمالایام قرار دارد که مشترکاً رئیسان اجرایی ابردولت هستند. در شاخۀ اجرایی آن، کارکنان دولت ابرجهان شامل هفت گروه متمایز است:
15:10.11 (178.11)سه قدیمالایام توسط سپاهی از یک میلیارد کامل کنندۀ خرد، که سه میلیارد مشاور الهی با آنان در ارتباط هستند، به طور بلافصل یاری میشوند. به هر دولت ابرجهان یک میلیارد بازرس جهانی متصل هستند. این سه گروه، شخصیتهای همتراز تثلیث هستند، که به طور مستقیم و الهی در تثلیث بهشت منشأ دارند.
15:10.12 (178.12)سه رستۀ باقیمانده، پیامآوران توانمند، آنهایی که در اتوریتۀ بالا هستند، و آنهایی که بدون نام و شماره هستند، انسانهای جلال یافتۀ فرازگرا هستند. اولین گروه از این رستهها از طریق نظام فرازگرا بالا آمدند و در روزگار گرندفاندا از هاوُنا عبور کردند. آنها پس از دستیابی به بهشت، در سپاه نهایت گرد آمدند، توسط تثلیث بهشت پذیرفته شدند، و متعاقباً به خدمت آسمانی قدمای ایامها تخصیص یافتند. این سه رسته، به عنوان یک طبقه، به نام پسران تثلیث یافتۀ دستیابی شناخته میشوند. آنها منشأیی دوگانه دارند اما اکنون در خدمت تثلیث هستند. شاخۀ اجرایی دولت ابرجهان بدینسان گسترش یافت تا فرزندان جلال یافته و کامل شدۀ کرات تکاملی را نیز دربرگیرد.
15:10.13 (178.13)شورای هماهنگی ابرجهان از هفت گروه اجراییِ پیشتر نام برده شده و حکمرانان ناحیهای و سایر ناظران منطقهای زیر تشکیل شده است:
15:10.14 (179.1)1- کمالهای ایامها — حکمرانان ناحیههای اصلی ابرجهان.
15:10.18 (179.5)5- پسران آموزگار تثلیث که ممکن است بر حسب تصادف در مقرهای مرکزی ابرجهانها در مأموریت باشند.
15:10.19 (179.6)6- جاودانههای ایامها که ممکن است بر حسب اتفاق در مقرهای مرکزی ابرجهانها حضور داشته باشند.
15:10.20 (179.7)7- هفت یاور بازتابگر تصویر — سخنگویان هفت روح بازتابگر و از طریق آنها نمایندگان هفت روح استاد بهشت.
15:10.21 (179.8)یاوران بازتابگر تصویر همچنین به عنوان نمایندگان گروههای بیشمار از موجوداتی عمل میکنند که در دولتهای ابرجهان مؤثرند، اما در حال حاضر به دلایل گوناگون در ظرفیتهای فردیِ خود به طور کامل فعال نیستند. تجلی شخصیتِ در حال تکامل ایزد متعال در ابرجهان، ناظرانِ نامشروطِ متعال، قائممقامانِ مشروط غائی، بازتابگران بینام رابطِ مجستان، و نمایندگان روحیِ فوق شخصی پسر جاودان جزو این گروه هستند.
15:10.22 (179.9)تقریباً در همة اوقات میتوان نمایندگان کلیۀ گروههای موجودات آفریدهشده را در کرات مقر مرکزی ابرجهانها یافت. کار خدمترسانیِ روزمرة ابرجهانها توسط سِکِنافیمهای توانمند و توسط سایر اعضای خانوادۀ عظیم روح بیکران انجام میشود. در کار این مراکز شگفتانگیزِ مدیریت، کنترل، خدمترسانی، و داوریِ اجراییِ ابرجهان، موجودات هوشمند هر گستره از حیات جهانی با سرویس مؤثر، مدیریت خردمندانه، خدمت مهرآمیز، و قضاوت عادلانه درآمیختهاند.
15:10.23 (179.10)ابرجهانها هیچگونه نمایندگیِ سفارتی ندارند؛ آنها کاملاً از یکدیگر منزوی هستند. آنها تنها از طریق دفتر تبادلِ اطلاعات بهشت که توسط هفت روح استاد نگهداری میشود، از امور متقابل یکدیگر مطلع میشوند. حکمرانان آنها، صرف نظر از آنچه که ممکن است در بخشهای دیگر آفرینش جهانی روی دهد، برای سعادت ابرجهانهای خویش در شوراهای حکمت الهی کار میکنند. این انزوای ابرجهانها تا زمانی که هماهنگی آنها از طریق واقعیتیابی کاملترِ حاکمیتِ شخصیتیِ ایزد متعالِ تجربیِ در حال تکامل تحقق یابد ادامه خواهد یافت.
11- مجمع مشورتی
15:11.1 (179.11)در کراتی همچون یووِرسا است که موجوداتی که نمایندگی خودکامگیِ کمال و دمکراسی تکامل را دارا میباشند رویاروی یکدیگر قرار میگیرند. شاخۀ اجرایی ابردولت در قلمروهای کمال منشأ مییابد؛ شاخۀ قانونگذاری از شکوفاییِ جهانهای تکاملی سرچشمه میگیرد.
15:11.2 (179.12)مجمع مشورتی ابرجهان به کرۀ مقر مرکزی محدود است. این شورای قانونگذاری یا مشورتی از هفت مجلس تشکیل شده است، و هر جهان محلی که به شوراهای ابرجهان پذیرفته میشود، برای هر یک از آنها یک نمایندۀ بومی انتخاب میکند. این نمایندگان از میان فارغالتحصیلان رهنورد فرازگرای اُروانتان که در یووِرسا اقامت موقت دارند و برای انتقال به هاوُنا اعتبارنامه دریافت کردهاند، توسط شوراهای عالی چنین جهانهای محلی انتخاب میشوند. میانگین دورة خدمت حدود یکصد سال زمان استاندارد ابرجهان است.
15:11.3 (180.1)من هرگز از اختلاف نظری میان مدیران اجراییِ اُروانتان و مجمع یووِرسا اطلاع نیافتهام. تاکنون نیز در تاریخ ابرجهانِ ما، مجمع مشورتی هرگز توصیهای نکرده که بخش اجرایی ابردولت در اجرای آن حتی درنگ کرده باشد. همیشه کاملترین هماهنگی و توافقِ کاری حاکم بوده است، و همة اینها گواه این واقعیت است که موجودات تکاملی واقعاً میتوانند به بلندیهای خرد کامل شدهای دست یابند که آنان را شایستة همنشینی با شخصیتهایی که منشأ کامل و طبیعت الهی دارند بسازد. حضور مجامع مشورتی در مقر مرکزی ابرجهانها نشانگر خرد است، و حاکی از پیروزی نهاییِ تمامی ایدۀ عظیم تکاملی پدر جهانی و پسر جاودان او میباشد.
12- دادگاههای عالی
15:12.1 (180.2)هنگامی که ما از شاخههای اجرایی و مشورتی دولت یووِرسا سخن میگوییم، ممکن است بر اساس قیاس با برخی از اشکال دولت مدنی یورنشیا استدلال کنید که ما باید یک شاخۀ سوم یا قضایی داشته باشیم، و همینطور است؛ اما این شاخه پرسنل جداگانهای ندارد. دادگاههای ما بدین گونه تشکیل شدهاند: بسته به ماهیت و سنگینی پرونده، یک قدیمالایام، یک کامل کنندۀ خرد، یا یک مشاور الهی ریاست آن را بر عهده دارد. شواهد به نفع یا بر علیه یک فرد، یک سیاره، سیستم، کوکبه، یا جهان توسط بازرسان عرضه و تفسیر میشود. دفاع از فرزندان زمان و سیارات تکاملی توسط پیامآوران توانمند، یعنی ناظران رسمی دولت ابرجهان برای جهانهای محلی و سیستمها، ارائه میشود. رویکرد دولت بالاتر توسط آنهایی که در اتوریتۀ بالا هستند به تصویر کشیده میشود. و معمولاً رأی دادگاه توسط کمیسیونی که اندازۀ متغیر دارد تدوین میشود و متشکل از تعداد برابری از آنهایی که بدون نام و شماره هستند و گروهی از شخصیتهای با درایت که از مجمع مشورتی انتخاب شدهاند میباشد.
15:12.2 (180.3)دادگاههای قدمای ایامها دیوانهای عالی تجدید نظر برای صدور رأی روحی تمامی جهانهای تشکیل دهنده هستند. پسران حاکم جهانهای محلی در قلمروهای خویش از قدرت کامل برخوردارند؛ آنها فقط تا آنجا که به طور داوطلبانه مسائل را برای مشورت یا صدور رأی قدمای ایامها ارائه میدهند تابع ابردولت هستند، به جز در مواردی که به نابودی مخلوقات صاحب اراده مربوط میشود. فرامین قضاوت در جهانهای محلی سرچشمه میگیرند، اما احکام مربوط به نابودی مخلوقات صاحب اراده همیشه در مقر مرکزی ابرجهان تدوین و از آنجا اجرا میشوند. پسران جهانهای محلی میتوانند بقای انسان فانی را مقرر دارند، اما فقط قدمای ایامها میتوانند در امور مربوط به حیات و مرگ ابدی بر مسند قضاوت اجرایی بنشینند.
15:12.3 (180.4)در کلیۀ اموری که به محاکمه و ارائۀ شواهد نیاز ندارد، قدمای ایامها یا همکاران آنها تصمیم میگیرند، و صدور این احکام همیشه به اتفاق آرا است. ما در اینجا با شوراهای کمال سر و کار داریم. در صدور رأی این دیوانهای متعالی و برین هیچ اختلافنظری یا دیدگاه اقلیتی وجود ندارد.
15:12.4 (180.5)به استثنایِ چند مورد اندک، ابردولتها بر همه چیز و همۀ موجودات در قلمروهای مربوط به خود صلاحیتِ قضایی اِعمال میکنند. هیچ تجدیدنظری نسبت به احکام و تصمیمات مراجع ابرجهان وجود ندارد، زیرا آنها نمایانگر نظرات مورد توافق قدمای ایامها و آن روح استادی هستند که از بهشت مسئولیت سرنوشت ابرجهان مربوطه را بر عهده دارد.
13- دولتهای ناحیهای
15:13.1 (181.1)یک ناحیۀ اصلی شامل حدوداً یک دهمِ یک ابرجهان میشود و دربرگیرندۀ یکصد ناحیۀ فرعی، ده هزار جهان محلی، و حدود یکصد میلیارد کرۀ قابل سکونت است. این ناحیههای اصلی توسط سه کمال ایامها، شخصیتهای متعال تثلیث، اداره میشوند.
15:13.2 (181.2)ساختار دادگاههای کمالهای ایامها بسیار شبیه دادگاههای قدمای ایامها است، با این تفاوت که آنها دربارۀ قلمروها قضاوت روحی نمیکنند. کار این دولتهای ناحیههای اصلی عمدتاً به وضعیت فکری یک آفرینش گسترده مربوط است. ناحیههای اصلی کلیۀ اموری را که در ابرجهان از اهمیت برخوردارند، سرشت عادی و اداری دارند، و مستقیماً به ادارة روحی قلمروها یا تحقق طرحهای حکمرانان بهشت برای فراز انسان فانی مربوط نمیشوند برای گزارش به دادگاههای قدمای ایامها نگاه میدارند، مورد رسیدگی قرار میدهند، توزیع میکنند، و فهرستبندی میکنند. پرسنل دولت یک ناحیۀ اصلی هیچ تفاوتی با پرسنل ابرجهان ندارند.
15:13.3 (181.3)همان گونه که اقمار باشکوه یووِرسا درگیر آمادگی نهایی روحی شما برای هاوُنا هستند، هفتاد قمر یومِیْجر پنجم نیز وقف آموزش و رشد فکری شما در ابرجهانتان میباشند. از سراسر اُروانتان، در اینجا موجودات خردمندی گرد آمدهاند که به طور خستگیناپذیر برای آمادهسازی انسانهای فانی زمان جهت پیشرفت بیشتر آنان به سوی دوران زندگانی ابدی تلاش میکنند. بخش عمدۀ این آموزش انسانهای فانی فرازگرا در هفتاد کرۀ مطالعاتی انجام میشود.
15:13.4 (181.4)ریاست دولتهای ناحیههای فرعی بر عهدۀ سه جدیدِ ایامها است. مدیریت آنها عمدتاً درگیر کنترل فیزیکی، یکپارچهسازی، تثبیت، و هماهنگیِ معمولِ ادارۀ جهانهای محلیِ تشکیل دهنده است. هر ناحیۀ فرعی تا یکصد جهان محلی، ده هزار کوکبه، یک میلیون سیستم، یا حدود یک میلیارد کرۀ قابل سکونت را دربرمیگیرد.
15:13.5 (181.5)کرات مقر مرکزی ناحیههای فرعی میعادگاه بزرگ کنترلگران استاد فیزیکی هستند. این کرات مقر مرکزی توسط هفت کرۀ آموزشی احاطه شدهاند که مدارس ورودی ابرجهان را تشکیل میدهند و مراکز آموزشِ دانش فیزیکی و اداری پیرامون جهان جهانها هستند.
15:13.6 (181.6)سرپرستان دولتهای ناحیۀ فرعی تحت حوزۀ اختیار بلافصل حکمرانان ناحیۀ اصلی قرار دارند. جدیدهای ایامها تمام گزارشهای مشاهدات را دریافت میکنند و همۀ توصیههایی را که به ابرجهان میرسد، هماهنگ میکنند — چه از سوی اتحادهای ایامها که به عنوان ناظران و مشاوران تثلیث در کرات مقر مرکزی جهانهای محلی مستقر هستند، و چه از سوی وفاداران ایامها که به طور مشابه به شوراهای والامرتبهها در مقرهای مرکزی کوکبهها وصل هستند. همۀ این گزارشها به کمالهای ایامها در ناحیههای اصلی ارسال میشوند تا متعاقباً به دادگاههای قدمای ایامها منتقل شوند. بدین سان، نظامِ تثلیث از کوکبههای جهانهای محلی تا مقرهای مرکزی ابرجهان امتداد مییابد. مقرهای مرکزی سیستمهای محلی نمایندگان تثلیث ندارند.
14- اهداف هفت ابرجهان
15:14.1 (181.7)هفت هدف اصلی وجود دارد که در تکامل هفت ابرجهان در حال آشکار شدن است. هر هدف اصلی در تکامل ابرجهان تنها در یکی از هفت ابرجهان کاملترین تجلی را خواهد یافت، و از این رو هر ابرجهان کارکردی ویژه و سرشتی بینظیر دارد.
15:14.2 (182.1)اُروانتان، ابرجهان هفتم، که جهان محلی شما به آن تعلق دارد، عمدتاً به سبب اعطای عظیم و سخاوتمندانۀ خدمت رحمتآمیزش به انسانهای فانیِ قلمروها شناخته شده است. این ابرجهان به دلیل شیوهای که در آن عدالتِ تعدیل شده با رحمت حاکم است و قدرتِ مشروط شده با شکیبایی فرمانروایی میکند شهرت دارد؛ در حالی که فداکاریهای زمان برای تأمین ثبات ابدیت آزادانه انجام میشوند. اُروانتان یک نمایش جهانی از مهر و رحمت است.
15:14.3 (182.2)با این حال، توصیف برداشت ما از ماهیت حقیقیِ هدف تکاملیای که در اُروانتان در حال آشکار شدن است بسیار دشوار است. اما شاید بتوان با گفتن این نکته چنین نظر داد که در این اَبَرآفرینش ما احساس میکنیم که شش هدف بینظیر تکامل کیهانی، آنگونه که در شش اَبَرآفرینشِ مرتبط تجلی یافتهاند، در اینجا به صورت یک معنای کل با یکدیگر پیوند مییابند؛ و به همین دلیل است که گاهی چنین گمان کردهایم که شخصیتیافتگیِ تکامل یافته و کامل شدة ایزد متعال در تمامی شکوهِ تجربیِ قدرت عظیم و حاکمیت مطلقِ در آن هنگام دست یافتۀ او در آیندۀ دور و از یووِرسا بر هفت ابرجهانِ کمال یافته فرمانروایی خواهد کرد.
15:14.4 (182.3)همانگونه که اُروانتان از نظر ماهیت بینظیر و از نظر سرنوشت منحصر به فرد است، هر یک از شش ابرجهان مرتبط با آن نیز چنین هستند. با این حال، بخش زیادی از آنچه در اُروانتان در حال رخ دادن است برای شما آشکار نشده است، و از این ویژگیهای آشکار نشدۀ حیاتِ اُروانتان، بسیاری از آنها کاملترین تجلی را در ابرجهانِ دیگری خواهند یافت. هفت هدف تکامل ابرجهان در سراسر هفت ابرجهان فعال هستند، اما هر اَبَرآفرینش تنها یکی از این اهداف را به کاملترین وجه متجلی خواهد ساخت. برای فهم بیشتر این اهداف ابرجهان، لازم بود بخش عمدۀ آن چیزی را که شما نمیفهمید برایتان آشکار شود، و حتی در آن صورت نیز تنها اندکی از آن را درک میکردید. تمام این روایت تنها نگاهی گذرا به آفرینش پهناوری را ارائه میدهد که کره و سیستم محلی شما بخشی از آن هستند.
15:14.5 (182.4)کرۀ شما یورنشیا نامیده میشود، و شمارۀ 606 در گروه سیارهای یا سیستم سِتانیا است. این سیستم در حال حاضر 619 کرۀ مسکونی دارد، و بیش از دویست سیارۀ دیگر به گونهای مطلوب در حال تکاملند تا در زمانی در آینده به کرات مسکونی تبدیل شوند.
15:14.6 (182.5)سِتانیا یک کرۀ مقر مرکزی دارد که جِروسِم نامیده میشود، و سیستمِ شمارۀ بیست و چهار در کوکبۀ نُرلاشیادِک است. کوکبۀ شما، نُرلاشیادِک، از یکصد سیستم محلی تشکیل شده و یک کرۀ مقر مرکزی دارد که ایدِنشیا نام دارد. نُرلاشیادِک شمارۀ هفتاد در جهان نِبادان است. جهان محلی نِبادان از یکصد کوکبه تشکیل شده و یک پایتخت دارد که به نام سلوینگتون شناخته شده است. جهان نبادان شمارۀ هشتاد و چهار در ناحیۀ فرعی اِنسا است.
15:14.7 (182.6)ناحیۀ فرعی اِنسا از یکصد جهان محلی تشکیل شده و یک پایتخت دارد که یوماینرِ سوم نامیده میشود. این ناحیۀ فرعی، شمارۀ سه در ناحیۀ اصلی اِسپلاندون است. اِسپلاندون از یکصد ناحیۀ فرعی تشکیل شده و یک کرۀ مقر مرکزی دارد که یومِیْجِر پنجم نامیده میشود. این ناحیه، پنجمین ناحیۀ اصلی ابرجهان اُروانتان، هفتمین بخش جهان بزرگ، است. بدین ترتیب شما میتوانید مکان سیارۀ خود را در طرح سازماندهی و ادارۀ جهان جهانها تعیین کنید.
15:14.8 (182.7)شمارۀ کرۀ شما، یورنشیا، در جهان بزرگ 5٫342٫482٫337٫666 است. این شمارۀ ثبت در یووِرسا و در بهشت، شمارۀ شما در کاتالوگ کرات مسکونی است. من شمارۀ ثبت کرۀ فیزیکی را میدانم اما این شماره چنان عظیم است که برای ذهن انسان فانی اهمیت عملی اندکی دارد.
15:14.9 (183.1)سیارۀ شما عضوی از یک کیهان غولآسا است؛ شما به یک خانوادۀ تقریباً بیکران از کرات تعلق دارید، اما کرۀ شما چنان به طور دقیق اداره میشود و چنان به طور مهرآمیز تحت پرورش است که گویی تنها کرۀ مسکونی در سراسر هستی است.
15:14.10 (183.2)[ارائه شده توسط یک بازرس جهانی که از یووِرسا آمده است.]